تبلیغات
.:. بیمــار خنــده های تــوام .:. - ۶۱
۶۱


آوینا خوابیده، بهترین فرصته که یکم به خودم برسم، جمعه ای رفتیم علی آباد، اونجا حسابی سرسبز و‌ خنکه، من عاشق دار و‌ درختم، آوینام خیلی خوشحال بود، برای اولین بار بود که خانوم خودش بال و بازو میخورد و قشنگ لباسای خودش و مانتو و شال منو چرب و چیلی کرد.
بدم میاد از با دست غذا خوردن، از دستای چرب!!!!
توو راه برگشت آوینا توو بغلم خواب بود، یادم اومد پارسال این جوجه توو دلم میخوابید، صداش میکردم «دریا بندری»
چه زود گذشت
دیروز داشتیم‌ تلویزیون نگاه میکردیم باهم، سیگنال هی قطع میشد، هربار که تصویر میرفت آوینا با جدیت بر میگشت منو نگاه میکرد، فکر می کرد من خاموشش میکنم
خندم‌‌ گرفت از کارش، گفتم بوخودااا من نیستم مامان، خودش قطع میشه، دو سه بار دیگه م که قطع شد اومد از رو زمین کنترل رو برداشت برد پیش خودش
حالا وقتی قطع میشد کنترلو نگاه میکرد
و اینگونه من تبرئه شدم..

[ 27 شهریور 97 ] [ 10:24 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
نظرات این مطلب
4 مهر 97 23:09
وووووی خدا چه چیزای خوبی گفتی! ذوق مرگ شدگانیم ^_^
پاشو بیا وبم قشنگ کامنت بذار [چشم غره]. توقع دارندگانیم :دی
پاسخ : ••PepinoO ••
چششششم زیباترینم
3 مهر 97 18:15
مجبور شدم یه اکانت دیگه بسازم :( بهت ریکوئست دادم :)))
راجعب پست بعدیت آتی،اگر واقعا اینقدر میترسی چرا به فکر مهاجرت نیستی؟
من تو این دو سال اخیر اینقدر دوستان و نزدیکانم رفتن که نگو -_-
پاسخ : ••PepinoO ••
قربونت برم مهاجرتم پول میخواد و زبان، توو این شرایط کجا میشه رفت..
2 مهر 97 21:01
ای جوووووونِ دلم!
پاسخ : ••PepinoO ••
چطووووری دخدرم؟
نویسنده و پژوهشگر جذاب من
1 مهر 97 21:03
مامانمینا اومده بودن تهران حدود دوماه پیشم بودن،از فضای مجازی رخت بر بستمم :)))
اینستامم دی اکتیو کردم الان نمیتونم برگردونم :(
پاسخ : ••PepinoO ••
به بههه چشمت روشن دختر
آره دیدم نیستی، دی اکتیو میکنی چرا آخه
اوووف بر تو‌ ای بهار
29 شهریور 97 09:08
خدای من،با تصورشم آدم غش میکنه
بمیرم من برا شیرینیاش اخهه
پاسخ : ••PepinoO ••
قربونت برم
چطوری تو دختر؟
چه عججججب
27 شهریور 97 15:40
مردم براش من كه قند كوچولو
پاسخ : ••PepinoO ••
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
LastPosts