۳۲

یکی برا خودش رفته فان، یکی بیخبر داره میاد مهمونی، یکی باید بدو بدو ناهار بپزه، یکی رفته مایحتاج منزلو تهیه کنه!!! 
یعنی دلم میخواد ول کنم برم از دست همگی راحت بشم، آخه ننه بزرگ عزیز الان چه وقته اومدنه؟!
دستت درد نکنه که به فکر منی ولی دهنمو سرویس کردین به خدا.. 
انقدی که من توو این مدت حرص خوردم فک نکنم توو کل زندگی گهربارم خورده باشم، فامیل خجسته، شوهر خجسته تر.. 
خدایا شکککککرت، شکرتم نکنیم سوسکمون میکنی آخه.. 
دستت درد نکنه، خیلی همه چی خوبه، به چیزی دست نزن

[ 13 مرداد 96 ] [ 11:36 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب