تبلیغات
.:. بیمــار خنــده های تــوام .:. - ۱۴
۱۴


کافیه دو ساعت توو یه سلول انفرادی با خودم تنها باشم تا به راحتی از هجوم این همه فکر سقط بشم!
یهو چطوری این همه فکر چرت و پرت توو سر آدم جمع میشه؟ نه به اون زمونا که هر وقت میرفتم حموم همش داشتم شعر میخوندم و رویا بافی می کردم، نه به الآن که عوضی ترین افکار امون نمیدن شیر آب رو باز کنم بعد بپرن توو سرم.
طرف پریشب یه حرکتی کرده، الآن یادم اومده! الآن وقتشه ناراحت باشم! الآن باید دهن خودمو سرویس کنم واسش!!
از کی انقد درپیت و بدبخت شدم؟! اه، بدم میاد از خودمه تووی حموم.
برم موهامو خشک کنم بیام یه چیزه خوب بگم، یه چیزه خیلی خوب..

[ 18 خرداد 96 ] [ 13:38 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
LastPosts