من و پوری داداش بودیم!! چققققد مناسب

دیگه نباید برم اینستا!! صبح به زور از خوابِ «پوری» بیدار شدم، ولی خوابش خوب بودا، خیلی باهم رفیق بودیم، در حد اینکه هرچی رو خواستی بخور فقط اون درختُ نخور که ایدز نگیری (نصایح رایج ِ بنده به دوستانِ خیلی دوست)!! تهش هی بابام میگفت بیا بریم میخوای بری آزمایش هپاتیت بدی!
عشق جانم زنگ زد شماره حساب می خواست! اینجوری شد که از خواب بیدار شدم وگرنه تا خوده شب خواب بودم!!
این مرررردا، نمیذارن آدم یه دل سیر «پوری» رو از نزدیک ببینه.
نه خدایی رفیق مناااااسبی می شدی، مرسی واسه حس باحال امروز.

[ 24 اسفند 94 ] [ 11:00 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب