تبلیغات
.:. بیمــار خنــده های تــوام .:.
۲۸

دختر خوابالویی که با بوس و ناز و قربون صدقه های بابا زودی تکون میخوره و میاد زیر دستش دلبری میکنه از اون ناز دار خانوما میشه، آدم انقد خود شیرین آخه فرزندم؟
از حالا داری اینجوری دل مل مل منو میبری، شیطون بلای من..

[ 21 تیر 96 ] [ 19:03 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۷

علت مرگ خوابالودگی و از هم گسیختگیه سلول های تحتانی!!

[ 20 تیر 96 ] [ 11:00 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۶

یه جوری خوابم میاد و حال ندارم از جام پاشم که حد و اندازه نداره!!! چرا هیشکی واسه من یه کلفت نمیخره که کارامو کنه؟؟؟!
چرا آخه؟
آیا کلفت خریدن انقدر کار سختیه؟؟؟! خب بخرین دیگه لامصباااا، خستتتته م، نمیتووونم پاشششم!

[ 19 تیر 96 ] [ 13:05 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۵

Mustang میبینم، همین..

[ 17 تیر 96 ] [ 23:01 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۴

فردا شب عقد کنون دعوت شدیم، متولدین ۷۸ ام شوهر کردن اونوقت ما همچنان منتظریم یه آدم پیدا شه رفیق ما رو خوشبخت تر کنه!
چه سررررعت عملی، چه خبره آخه بابا؟
این همه عجله برای شستن و پختن و سابیدن بی سابقه س والا
تو برنده ای، جامُ ببر بالای سر قهررررمان

[ 15 تیر 96 ] [ 13:05 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۳

بعده عمری یه وبلاگ میخونم که حالمو خوب میکنه، دلمو برای چیزایی که پشت سر گذاشتم تنگ تر میکنه..
خواب بد دیدم صبح، راجع به بابا..
برای چی اشکام میان خودشون؟ افسردگی نگرفته باشم؟؟؟!
امروز احتمالا کمد خوشگل دخمل رو میارن، هر چی به زمانش نزدیکتر میشم بیشتر ترس و استرس میگیرتم، از پسش برمیام یعنی؟ یهو غش نکنم بیفتم؟ منی که با یکم فشاره دستگاه فشارسنج فشارم میاد پایین و آب قند لازم میشم؟ منی که با صدای گریه ی توو دندونپزشکی غش کردم و رفتم زیر سرم؟؟
منی که توو این مدت هزاربار رفتم خون دادم و ککمم نگزیده؟؟!
یعنی عوض شدم؟ قوی شدم؟ یعنی می تونم؟؟
من مامان خوبی میشم؟ نمیدونم..
ظهر شد و هنوز ناهار نپزیدم!!
پیاز چرا گرون شده انقدر؟ محمد هر جا رفته نداشتن، بدون پیازم مگه میشه غذا درست کرد؟!
فعلا همینا دیگه، یه مشت حرفای قاطی پاطی..

[ 15 تیر 96 ] [ 11:02 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۲

این حجم از انرژی افتادگی بی سابقه نیست!!!

[ 8 تیر 96 ] [ 21:14 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
۲۱

اینکه من زیاد از مهمون و‌مهمونداری خوشم نمیاد برمیگرده به رفتار و منش مهمونهایی که تا حالا داشتم..
خانوادم از اینکه اینجا پیش منن حوصلشون سر رفته
قددددرت خدا به این همه بزرگواری و علاقه، چهار روز شده، طعنه ها در رابطه با همسر تنبل من که صبح سحر تا بوق سگ میره سرکار آغاز شده..
خیلی شرایط خوبیه، خیلی من خوشحال و خوشبختم
خدایااااا شکررررت

[ 1 تیر 96 ] [ 20:09 ] [ ••PepinoO •• ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
صفحات وب